ایلیاایلیا، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

ایلیا عشق مامان الی

اندر احوالات ترک پسونک

  بالاخره ممی سامیار هم لولو برد مامان جون که به قصد  از پسونک گرفتن  سامی اومده بود پیش ما  با مخالفت مامان الی روبرو شد و قرار شد وقتی ما رفتیم خونه مامان جون  اینکار رو بکنیم آخه این وروجک کلی به این پسونک وابسته شده بود و تقریبا"24 ساعته در حال مکیدن بود. بالاخره  صبح شنبه 7 آبان با تلخ کردن پسونک کارمون رو شروع کردیم  ولی چون دوز تلخی پایین بود آقا سامی روی ما رو کم کرد و خورد مجبو ر  شدیم دوزش رو بالا ببریم  چند بار که دید تلخ هست بالاخره خودش اونو برد  و انداخت توی سطل و تا امروز داییم میگه : ممی ا...
28 آبان 1390

دریا

  این روزها هوا عالیه و جون میده واسه دریا رفتن  . مامان الی با یکی از همکاراش خاله زینب قرار گذاشتن و روز 5 شنبه  رفتیم دریا کلی خوش گذشت . اینم  چند تا عکس از سامی جوووووووووووووووون ...
28 آبان 1390

مرخصی مامان الی

  ما برگشتیم   جای شما خالی مامان الی  2 هفته اول آبان ماه را مرخصی گرفت و همراه مامان جون  که مهمون ما بودن برگشتیم شیراز 3 روز خونه ماد ر و باباجون بودیم یه شب هم رفتیم  خونه عمه سامی که کلی به سامی خوش  گذشت آخر سر هم آیدا گلی لطف کردن و ماشین پلیس زمان کودکیشون رو به سامی دادن البته بعد معلوم شد مالک اصلیش پیمان بوده ولی الان به دی دی آیدا معروف شده و سامی خیلی دوستش داره   اینم سامی و دی دی آیدا ...
28 آبان 1390

شعر

            یه خرگوش و یه خرگوش     یه خرگوش بازیگوش خرگوش من سفیده           بابا اونو خریده         گوشای اون درازه              چشماش همیشه بازه    خرگوشکم چه نازه            با بچه ها می سازه      نه نیش داره نه چنگول      می گرده شاد وشنگول ای زنبور ...
21 مهر 1390

لغت نامه سامی 2

    اینم لغتنامه بامزه سامی؛بعضی کلمه ها چندتا  معنی دارن!!!!!!!!!!!!!!!   در : بازکن ....... در خونه یا در چیزی کیتابا : کتابها ای ی ی ی ی ی : کثیف می ی ی ی ی ی ی : پسونک شب دی : شب بخیر بیا بیا : بیا بر : برو ....... بخور پلی : پلو شی : گوشی .... گوش ... گوشواره پمپی : پمپرز تی تی : پی پی کش : کشک   عاشقتم سامی ی ی ی ی ی ی  ی ی  ی ی ی       ...
14 مهر 1390

تولد امیر حسین

  امیر حسین پسر همکار مامان الی  و در ضمن همسایه ماست دیشب واسه تولد امیر حسین دعوت بودیم خیلی خوش گذشت کلی سامی جون شیطونی کرد اول که تردمیل که نی نی ها روش نشسته بودن وبازی میکردن  رو روشن کرد ؛ بعد هم هر کاری که بچه  های بزرگتر از  خودش می خواستن انجام میدادن  میخواست انجام بده ...... از همه جالب تر اینکه وقتی کیک تولد رو که شکل ماشین بود  آوردن سامیار فکر کرد اسباب بازی هست خواست بلندش کنه  که دستش رو زد روی کیک وبعد هم مالید به لباسش و خودتون  ببینید ......    شیطووووووووووووووووووووووو...
10 مهر 1390

سفرنامه استانبول

  دوست جونا سلام ببخشید که یه مدت نبودم  تابه کامنتاتون جواب بدم آخه جای شما خالی 1 هفته سفر رفتیم  1 هفته هم خونه مامان جون بودیم وکلی خوش گذشت....   سفرنامه استانبول   بعد از  کلی تحقیقات مامان الی از بین کشور چین، هندوستان، بلغارستان وترکیه فقط و فقط بخاطر سامی کوچولو  که کمتر   اذیت بشه بدلیل پرواز کوتاهتر و  ذائقه غذاهای  نزدیک به خودمون و هوای خوب در شهریور ماه  تصمیم گرفتیم بریم  ترکیه  شهر استانبول   17 شهریور با پرواز ترکیش از شیراز ساعت 3 صبح راهی استانب...
4 مهر 1390

ارشیا مرد میشود!!!!

    ارشیا نفس عمه روز 28/6/90 ختنه شد ارشیا جون مباررررررررررررررررررک باشه جیگر این عکسای جشنش هست   ابراز احساسات سامی به مهسا     اینم ماهک خانم جیگر   ...
4 مهر 1390

روز مادر

  سامیار عزیزم خدا رو شکر میکنم که تو فرشته مهربون رو به من وبابا هادی هدیه کرده و خوشحالم که امسال من هم مامان یه کوچولوی مهربونم سامی عزیز دلم وقتی ماما صدام میکنی می خوام بخورمت عزییییییییزم برای روزی که بیای و بگی مامان روزت مبارک لحظه شماری  میکنم روز مادر رو به همه مامانای عزیز مخصوصا"مامان عزیزم و  همه دوستام علی الخصوص : خاله راحیل مامان ماهک که الان دو ماهشه خاله سمیه مامان روشنا که الان ٢ ماهشه خاله رز مامان راستین که الان ٨ ماهشه خاله حوریه مامان شایان که الان ٢ سال و ٢ ماهشه خاله مهناز مامان نیما و نوشین که الان ١٠ م...
12 شهريور 1390